Archive for ژوئن, 2004

نوری در تاريکی

ژوئن 28, 2004

تظاهرات بمناسبت 18 تير در سراسر جهان
لطفا در پخش کمک کنيد و تظاهرات ديگر هم خبر بديد. اگر در ايران هم هستيد و وبلاگ و صفجه داريد اين تاريخ ها و آدرس ها را برای خوانندگان مقيم خارجتان درج کنيد و بگويد برای آگاه کردن افکار عمومی چقدر مهم هست که انها هم بخیابان بروند:

‌شنبه ۳ ژولای (يولی) از ساعت ۱۳ تا ۱۵ روبروی سفارت اشغالی ايران در آلمان-برلين. متروی خط يک u-bahn podbielskiallee
کانون فرهنگی سياسی لايپزيک، کوشش گران راه آزادی، مشروطه‌خواهان ايران برلين، ساير ايراندوستان


نوری در تاريکی:
آمريکايی ها هم در دادگاه بين المللی محاکمه خواهند شد!
به اميد محاکمه همه جنايتکارانی که بر مسند قدرت تکيه زده بودند و زدند!

شریک

ژوئن 23, 2004

بياييد شريک سفر اين دوستان شويد. از لندن تا تهران.

خاطرات ايران

درخواست وبلاگ نويسان براي تحريم فروش تكنولوژي فيلترينگ به ايران


به ياد کيم سون ايل که صدای دلخراشش در جهان تنين کرد: “من نميخواهم بميرم!” بيادش که برای بازسازی کشوری غريبی رفت و قربانی سياست خرابکاران نابخرد شد. بدست يک مشت نادان گمراه و بی‌شرم بقتل رسيد و با اين جنايت وحشيانه بزرگترين خدمت به نابخردان امپرياليسم و سرمايه‌سالاران بی‌وجدان کردند. خود را دشمن آمريکا خطاب می‌کنند اما بزرگترين و بهترين نوکران دولت ايالات متحده هستند. بيادش که از او در رسانه‌های گروهی برای گمراه کردن مردم جهان، برای موافقت برای جنگ و اشغال استفاده شد.
بياد تمام عزيزانی که خونشان با اين خاک آغشته شد اما صدايشان بگوش ما نرسيد. صدا و فريادشان به گوش ما نرسيد چونکه بنغع سياست نبود. بياد تمام عزيزانی که نه فرياد من نمی‌خواهم بميرم و نه شيون مادرانشان را شنيديم. بياد تمام عزيزانی که خونشان در فلسطين، لبنان، عراق، ايران، افغانستان، پاکستان، هندوستان، چچن، روسيه، چين، سریلانکا، نپال، برمه، تيمور شرقی، اندونزی، فليپين، پرو، کلمبيا، برزيل، آرژانتين، شيلی، آمريکای مرگزی، مکزيک، ايالات متحده، ترکيه، يوگوسلاوی سابق، اسپانيا، مراکش، تونس، الجزاير، ليبی، سودان، اتيوپی و اريتره، سومالی، چاد، ليبريا، ساحل عاج، نيجريه، کنگو، رواندا، اوگاندا، آنگولا، آفريقای جنوبی و … و … و … ريخته و فريادشان بخاطر سياست جهانی بگوشمان نرسيد تا يک مشت محافظه‌کار، جاه‌طلب و مال‌اندوز که جزو حريصترين و ترسوتر ين جانوران روی زمين هستند، بتوانند غرايض حيوانی خود را ارضاع کنند.
به اميد روزی که ما سر خود را ازين خاک خونين بيرون آوريم، سری که شترمرغانه‌وار زير خاک کرده‌ايم، و فرياد بزنيم من دگر حاضر نيستم قتل کنم، من دگر حاضر نيستم يک گوشه به ايستم و نگاه کنم که چگونه عزيزان مارا بقتل می‌رسانيد، من باور نمی‌کنم، من نمی‌خواهم شريک جرم باشم، من دگر صدای جگرخراش عزيزان را نشنيده نمی‌گيرم، من همکاری نمی‌کنم، من دگر بیتفاوت نگاه و سپس گذر نمی‌کنم، من انسان هستم و می‌خواهم انسان بمانم، من دگر آن حيوان انسان‌نما نيستم، من می‌خواهم با لبخندی بر لب ازين دنيا بروم.
صدايشان در گوشم و تمام وجودم طنين می‌کند، هرگز فراموش نخواهم کرد!
آرمين گيله مرد

كميته حمايت از منوچهرواكبر محمدي وديگر دانشجويان دربند

طبق آخرين خبر رسيده از زندان اوين ، اكبر محمدي براثر شكنجه هاي متوالي در زندان
دچار خونريزي معده و عفونت روده شده است .لذا نياز به عمل جراحي
فوري دارد كه مستلزمه مرخصي طولاني مي باشد،بنابر گفته پزشك ن در صورت هر
گونه استرس ويا سوء تغذيه ونداشتن امكانات ومراقبت هاي پزشكي وي دچار
فلج دائم خواهد شد.

نسرين محمدي
از خبرگذاری جبهه دمکراتیک ایران

اينيکی را ميتوانم امضاء کنم.

ژوئن 21, 2004

ترجمه متن به فارسی

اما در مورد طومار قبلی:
خطاب به همه دوستان مخصوصا هاله عزیز، در طومار آمده است: …و خواستار آنیم، که تا فرصت هست، با کارشناسی بیش‌تر، و مشاوره با آگاهان امور و کاربران اینترنت، قانونی عاقلانه و اجرایی برای جرائم اینترنتی تهیه شود.
خوب جرايم در قم‌حوری: همین قم‌حوری گفتم جرم هست. کاریکاتور کشیدن از حضرات والا. اعتراض به قم‌حوری. افشاگری (توی متن پیشنویس آمده)، آزادانه فکر کردن و همه مذخرفاتشان را باور نکردن و …. خودتان خوب میدانید که دیگر چه چیزها جرم شناخته میشود. حالا زدیم حرف شما گوش شد و وقت بیشتر گذاشتند تا قانون را بنویسند، مطمئن باشید که اینها جرم میمانند اما بخواست شما عمل شد: وقت بیشتر و با کارشناس و با اجازه خودتان اکثر امضا کنندگان هم مجرم شناخته میشوند. در این طومار هیچ اعتراض به اعمالی که بعنوان جرایم ازشان نامبرده میشود نشده بلکه قانونی دیگر برای برخورد با جرایم.

حال يک داستان که چندبار تعريف کردم:
۱۸ تير روبروی سفارت قم‌حوری از همه معترضين و تظاهرات کنندگان از داخل سفارت فيلمبرداری شد. يک پليس آلمانی که در نزديکی ايستاده بود، ميپرسد: يعنی اينها واقعا فيلم رو می‌فرستند ايران برای شناسایی؟؟؟ گفتم: پس‌چی!؟ مگه خود شما از اين فن استفاده نمی‌کنيد؟ اينها هم اين فنون را از شما ياد گرفتند. می‌گويد: خوب آره ما هم فيلمبرداری می‌کنيم تا اگر کسی مرتکب جرم شد شناسايی اش کنيم. گفتم: خب در ايران اعتراض به حکومت و حضرات والا جرم شناخته می‌شود و همه ما مجرم.
حالا دوستان يک لحضه فکر کنيد که چرا ميخواهيد عاقلانه مجرم شناخته شويد. ما مجرم نيستيم. آزادانه فکر کردن جرم نيست. کاريکاتور کشيدن جرم نيست. از عکس اين آقايون استفاده کردن جرم نيست. عقيده خود ابزار کردن جرم نيست. باور نکردن جرم نيست. کثافت کاريهاشان را بروز دادن جرم نيست. اما قانونگذاری اين مجلس جرم هست. حکومت سرمايه سالاری و آقازادگی اين دولت ضد مردمی جرم هست. قصب قدرت توسط روحانی نمايان جرم هست. اسبداد جرم هست. ظلم جرم هست. نفع مردم و کشور را برای نفع شخصی و حفظ قدرت و بجيب زدن سهم امام، زير پا گذاشتن جرم هست. و دوباره ميگويم شما از مجرمين و قاصبين ميخواهيد که شما را عادلانه مجرم بشناسند.
آرمين گيله مرد: غير عادلانه و عادلانه مجرم و محکوم

برای نجات جان بشری این طومار را امضاء کنيد:

ژوئن 18, 2004

گردآوری امضاء برای نجات جان پيمان پيران

حال آدرس يک طومار ديگر، البته امضا کردنش با خودتان، من نمیتوانم امضايش کنم.
اعتراض به پیش‌نویس نامناسب و کارشناسی نشده قانون جرائم اینترنتی
حال چرا نمیتوانمن امضا کنم: برای اينکه اين دوستان عزيز از حکومت قم‌حوری خواستدارند که “قانون وسیله‌یی برای تصمین آزادی‌ها و حقوق شهروندان باشد، نه ابزاری برای منکوبکردن مردم و بستن دست و پای آنان” در حالی که قدرتمندان و بخبگان اين رژيم بارها و بارها خواست خود و چرای حکومت مطلق خود را بوضوح و آشکار نشان داده و گفته‌اند: قوانين ما ابزاری برای منکوبکردن مردم و بستن دست و پای آنان هست. و اينکه از دولتی خواستدار قانونی باشيم بايد اول اين دولت را به رسمیت بشناسيم و من یکی نمیتوانم و نمیخواهم این روحانی‌نمايان مال‌پرست را برسميت بشناسم. من نميخواهم خود را سانسور کنم تا آنان سانسور نکنند. قوانين قم‌حوری فقط و فقط برای ثبات حکومت سرمايه‌سالاريشان هست. البته اگر شما اين مشکل فلسفی را نداريد و واقعيت را قبول و حاضريد باهاش بسازيد و “باور” داريد که واقعيت تغيير ناپذير هست و اميدواريد معجزه شود و اين رژيم قانون برای تضمین آزادی‌ها و حقوق شهروندان بنويسد و يا حتی اميدواريد که فقط اين قانون به نفع شما شود و بجای فيلتر کردن صفحه شما، دگر صفحات فيلتر شود و يا چاره‌ای نميبينيد جز روند کار در واقعيت امروزی به صفحه سر بزنيد و تصميم بگيريد. اگر که مشکل منرا دارید، اين لينک را فراموش کنيد.
دوستان ببخشید، دوست دارم از شما حمايت کنم اما نمیتوانم از دولتی که قبولش ندارم بخواهم قانونگذاری کند اما در لغو اين قانون با شما موافقم!!!


فراخوان به چهارمين كنگره‌ي بين‌المللي ماركس
جنگ امپراتوري‌وار، جنگ اجتماعی
دانشگاه پاريس ـ 10، از 29 سپتامبر تا دوم اكتبر 2004
ادامه فراخوان اينجا


در اصل امروز فقط ميخواستم اين يک سوال را بکنم اما دوباره به چانه زدن افتادم.
اين چه گلی هست؟؟؟

berlin 8. mai

هفتاد ششمين سالروز تولدش ۱۴ ژوئن

ژوئن 16, 2004

ديدم کسی سر نميزند، گفتم يک عکس بگذارم شايد به هوس افتاديد.

چرخ‌سواری در اتوبان
08.06.2004

عکسهای دوچرخه پيمايی در برلين


در راه. خيلی سرد بود و من عجله داشتم. بخاطر همین نمیشد سريع راند. با خود گفتم که چندی از راه را با قطار برم. سوار می‌شوم. آنطرف واگن خانمی با لبخند سوار می‌شود. ماه‌نامه بی‌خانمانان (چندين ماه‌نامه در برلين منتشر می‌شوند که بی‌خانمانان با فروش آن درآمدی دارند، نصفش مال آنها هست و می‌گويند با بقيه‌اش برای بی‌خانمان مکان خواب پيدا و غذا درست می‌کنند) در دست دارد و شروع می‌کند به توضيح دادن و سعی در فروختن. کسی محل نميکند. همينطور که واگن را طی ميکند، شادابی و خنده از رويش می‌رود. نزديک می‌شود. يکی ميگويد نه. ديگری، مردی مسن، طاس و موی کمش خاکستری، کت و شلوار و کراوات. يک کيف چرمی، از انهایی که آدم‌های مهم برای مدارک مهم استفاده می‌کنند. اصلا محل نمی‌گذارد و در دنیای خودش هست. کاپيشن را ميگردم و ۵۷ سنت در جيبم هست و بهش ميدم. در اصل به وجدان خودم باج ميدم، مثل اکثر بشر. لبخند به لبش برميگردد. داشتم چپ، چپ ساعت طلايی را نگاه می‌کردم که کيفش را باز می‌کند و می‌بينم در آن يک مجله و دو تکه نان سياه هست. گول ظاهر را خورده بودم. بدبخت در گرفتاری خود قوطه‌ور بود و کسی را نمی‌ديد و بيخیاليش ساخته جامعه. ايستگاه بعدی جا خالی ميشود. روبروی ساعت طلایی مينشينم. اخم کرده بود وتمام وقت دستش را روی سر کچلش گذاشته بود. انگار دنيايش داشت از هم می‌پاشيد. اخمش فقط از عصبانيت نبود: چرا به فلانی شانس دادند و من را محل نکردند. چرا فلانی حقوق بيشتر ميگيرد. چرا بسار شغل را به فلانی دادند. چرا … . گرفتاريش چی بود؟ هرچند قيافه‌اش جوری بود که انگار گرفتاری وبدبختيش بيشتر و واجب تر از آن بی‌خانمان بود. يعنی اگر لباس آن دو را ناديده می‌گرفتيم و فقط قيافه را در نظرف بنظر می‌رسيد که ساعت طلايی بدبخت تر و گرفتارتر از آن خانم هست. یعنی چه چيزی بدتر از بی‌خانمنانی هست؟؟؟ چی ميتواند باشد؟؟ چرا؟ … آهان: او باخانمان بود، اما به چه قيمتی … .

آرمين گيله مرد


هفتاد ششمين سالروز تولدش ۱۴ ژوئن

اگر نميدانيد منظور کيست مراجعه کنيد به هفتادوپنجمين سالگرد تولد


با ويروس نتوانستند عمل به پيش برند، سعی دارند ميکنند حالم را بهم بزنند. به اسم دوستان و ايرانی و گروهان ياهو ايرانی ایندفعه بجای ويروس مقالات احمقانه فاشیستی آلمانی برام ميفرستند. تا کی احمق!؟

عکسهای دوچرخه پيمايی در برلين

چه جوری فيلترشکنی کنيم. از طرف هاله
لطفا به لينکها در قسمت وبگردی (ستون سمت چپ) هم توجه شود!