Archive for ژوئن, 2005

رسانه‌های وابسته غرب در مورد ایران

ژوئن 28, 2005

خیلی کوتاه:

رسانه‌های وابسته در مورد ایرانی و احمدی‌نژاد:

وابسته به آمریکا:۶۳ مردم ایران به احمدی‌نژاد رای دادند. او می‌خواهد نظام طالبانی در ایران پیاده کند. (یعنی ۶۳ درصد مردم ایران طالبان هستند، هیچ حرفی از درصد مشاکرت زده نشد، البته رسانه‌‌های قم‌حوری از حماسه ۳ تیر و مشاکرت عظیم سخن می‌برند ...)

وابسته به اروپا: احمدی‌نژاد گفت که ایران فنون هسته‌ای را فقط برای تولید انرژی، علم پزشکی و کشاورزی می‌خواهد. ایشان فرمودند که سیاست میانه‌روی به پیش خواهد گرفت و امروزه هیچ جایی و زمانی برای افراطی بودن نیست.

وابسته به قم‌حوری:حماسه سوم تیر و همبستگی ۷۰ میلیونی!!!!

آری گفتن و نتیجه اش

ژوئن 24, 2005

تمامی رسانه‌ها عکس‌های مردمی که پای صندوق رای آری رفتند نشان دادند، نشان دادند اکثریت زیاد پای صندوق رفتند و حال قدرت حاکم هرکه را برنده اعلام کند، یکی ازین دو نتیجه برای ایران خواهد داشت:

هاشمی با رای زیاد یعنی تفاهم با اروپا و حراج و فروش ایران به شرکتهای مشترک المنافع و پایدار ماندن رژیم!

احمدی نژاد با رای زیاد یعنی جنگ و اشغال ایران توسط ارتش آمریکا و سود کلان و فراوان برای شرکتهای مشترک المنافع که خود گفته‌اند که تشنج و ناآرامی در این منطقه بهترین اتفاقی هست که برای سوداگری و دادستدشان هست!

و این نتیجه‌اش حتمی هست:
اینجا هم (در اروپا) اعتراض سخت شده و بجای حرف ما را گوش کردن و چاره اندیشیدند و یا حداقل طبق معمول تسلی دادن، دیگر برای ما پلیس میفرستند و تهدید میکنند.
در برلین تهدید به ضرب و شتم کردند، از بالا و چپ و راست فیلم گرفتند و اگر میتوانستند از پایین هم میگرفتند. خانمی را بازداشت کردند و با تمام قوت خود سعی کردند ما را مجبور کنند در کوچه‌ای فقط با خود اعتراض کنیم و از ملع عام دور بمانیم.
و در سوئد شصت و چهار نفر بنا به درخواست سفارت رژیم محبوب ملت ایران بازداشت شدند.

چند عکس از ۲۷ خرداد در برلین (برای دیدن عکس بزرگتر رویش را فشار دهید!)

Image hosted by Photobucket.com
Image hosted by Photobucket.comImage hosted by Photobucket.comImage hosted by Photobucket.com
Image hosted by Photobucket.comImage hosted by Photobucket.comImage hosted by Photobucket.comImage hosted by Photobucket.com

در چهاردیواری خود نه گفتید و در ملع عام آری و چنین با مجوزیت مردم حماسه پرور ایران، سعی میکنند صدای مارا هم خفه کنند!!!!

اون یارو که از بالای بالکن داشت فیلم میگرفت وقتی که دید دارم ازش عکس میگیرم، با انگشتش دوربین را نشان داد و بعد با همان انگشتش طرف سفارت را نشان داد و بعد دوربین را طرف من گرفت و تا دوباره فیلم بگیرد. من هم طبق معمول (تطاهرات ضد دولت و سیاست آلمان و آمریکا، این اولین بار بود که درست و حسابی از تظاهرات کنندگان ضد دولت ایران فیلم گرفتند، همیشه یکی همراهشان بود اما اکثرا استفاده نمیکردند. ایندفعه چند تا داشتند و یکیش هم که اصلا شبیه دوربینهایی که همیشه استفاده میکردند نبود ..) نیشم را بیشتر باز کردم و گزاشتم از رخ و نمیرخ چپ و راستم فیلم بگیرد.

متاسفم که از تنها راه نجات استفاده نکردیم و سرنوشت خودمان را بدست خودمان نگرفتیم (دمکراسی، مردم سالاری) یا حداقل نشان ندادیم که حاظریم و میخواهیم و پای صندوقهای حکامی که حقوق مارا زیر پا میگزارند رفتیم و به قوانینی که این حقوق را از ما سلب میکند آری گفتیم!!!

بازی بزرگان

ژوئن 21, 2005

لحظه‌ای تفکر!!!

میخواهیم و حاظریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم، نمی‌دانم چرا متوجه نمی‌شویم که رفسنجانی با ۳۰ میلیون رای خیلی خیلی بدتر از احمدی‌نژاد با ۶ میلیون رای هست. حتی خاتمی با ۲۰ میلیون خیلی بدتر بود، بخصوص در نظامی مانند قم‌حوری. نمی‌دانید چقدر سخت بود اعتراض‌ها را به گوش رساند، کسی پیدا کنی که باور کند. می گفتند اگر راست می‌گویی چرا اعتراض نمی‌کنند. می‌گفتم تار ومار می‌کنند و ما زخم دیده‌ایم و حاظر نیستیم. می گفتند اگر اینطور هست چرا اینهمه رای آوردند.

اگر رفسنجانی ۳۰ میلیون رای بیاورد دست “احمدی‌نژادها” که هنوز و همش قدرت را خواهند داشت بیشتر باز هست و خیلی خیلی سخت هست به اعمالشان اعتراض کرد و اشخاص پیدا کرد که باور کنند. خواهند گفت الکی شلوغ میکنیم، زیادی‌اش کردیم، دیگر اینطور نیست و … و … (تمام اینها و خیلی بیشتر را هنگام ریاست‌جمهوری خاتمی شنیدم) ، یک اقلیتی هستیم که ناراضی و مخالف هستند و همیشه اقلیتی ناراضی و مخالف خواهد بود. در حالی که وقتی افکار عمومی ببینند که فقط چند میلیون (اقلیتی) رای دادند خیلی بیشتر به اعتراضات اهمیت داده می‌شود. دیگر نمی‌توانند چشم خود ببندند و بگویند اقلیتی الکی شلوغ میکند و زیادی می‌کند. اعتراض‌ها رساتر خواهند بود و تا وقتی که صدای اعتراض بلند و رسا به گوش افکار جهانی نرسد، تنها قدرتی که با کمکش می‌شود تغییرات و اصلاحات را به پیش برد، دست “احمدی‌نژادها” باز خواهد ماند، حال چه رفسنجانی، خاتمی، معین و حتی خیلی خیلی بهتر از ایشان درین نظام ده‌ها میلیون رای بیاورد!!!!


اگر همه هم پای صندوق می‌رفتند و آری می‌گفتند، همین نتیجه بیرون می‌آمد

گفته بودند که با شناسنامه بدون عکس و با پاسپورت می‌شود رای داد. رسانه‌های آلمان اصرار داشتند که مردم پای صندوق رای خواهند رفت و رفسنجانی برنده خواهد شد. از تبلیغ مردم که “ما پای صندوق رای خواهیم رفت” سخن می‌بردند، که همان “ما به معین رای می‌دهیم” بود اما اگر این را می‌گفتند بایستی هم می‌گفتند که با تقلب رفسنجانی را برنده خواهند کرد.

هشت سال پیش اصلا فکر نمی‌کردم بازی “بزرگان” به اینجا برسد، بازی‌ای که درایت سیاسی‌شان بطور کامل و واضح نشان می‌دهد که با هر و تمام مخالفتی که باهشان و با سیاست حکام سرمایه‌سالار دارم، ماندم که آیا بلند شوم و برایشان یک کف محکم بزنم یا اینکه سر همین لبخند بمانم.
وقتی هشت سال پیش رسانه‌های غربی برای خاتمی چنان تبلیغ کردند و چهره خندان او به جهان معرفی و چنان تعریف کردند که با ریاست‌جمهوریش چهرهء رژیم ایران خوب و مدارا شد و چنین سرمایه ایرانیان مقیم خارج بعد از سال‌ها به ایران واریز شد و همچنین ایرانیان در غرب تعلیم دیده و همکاران “بزرگان سرمایه ( بُس )” غرب هم به ایران پای گزاشتند و با خود پای بیشتری از “بُس‌ها” (قبلا هم عده محدودی پایشان باز بود) آوردند که با خود سرمایه‌ای به همراه داشتند که اگر با خود چندین برابر بالا نکشد و نبرد، هیچ مفهوم و فایده‌ای برایشان ندارد و نخواهد داشت که می‌دانیم چقدر برایشان ارزشمند هست، فکر نمی‌کردم به چنین طریق و به همین راحتی راه بیرون بردن سرمایه‌ها و سودها را از ایران باز کنند. نقشه حرف ندارد و کلاه‌برداری به این مهارتی کم‌نظیر هست.
با تقلب، دوز و کلک و دانستن که چقدر راحت حاظریم خود را فریب دهیم (شناسنامه بدون عکس، زیاد کردن بیش از حد ناظرین شورای نگهبان، باز پس گرداندن معین و تبلیغ فراوان دوستان برای او اما معرفی این تبلیغ بعنوان ما در انتخابات شرکت خواهیم کرد به افکار عمومی: مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد و اما چونکه میدانند اصلاح‌طلب قدرت تغییر ندارند به رفسنجانی رای خواهند داد) یک بد و بدتر دیگر جلوی پا گزاشتند و مطمئن هستند که “ما” بد را انتخاب خواهیم کرد.
خاتمی راه را باز کرد و رفسنجانی سرازیر خواهد کرد!

حالا موقع بازپس دادن آری‌ها هست. که گر قبلا بخیال انتخاب بین شکلات و روغن کرچک بود، حتما کنون مابین گز و گوز هست که با حماسه‌ای دوچندین و چندین‌باره به بزرگترین مرد سرمایه ایران و سراعظم یکی از بزرگترین باندهای سودمالی جو و آور منطقه را مشروعیت خواهیم داد تا هرکاری که به ان مایل هست بتواند با آری “ما” بکند: سراریز کردن سودهای شرکت‌های مشترک المنافع بسوی غرب و به حساب بانک‌ها و به جیب سهام‌داران، ثبات رژیم و قبول حکم سرمایه‌سالاران غرب و … و …!
خیلی امکان دارد بگویند که این نتیجه تحریم هست اما مطمئن باشید که اگر همه پای صندوق می‌رفتند و همه هم به معین رای میدادند، همین نتیجه بیرون می‌امد که نقشه حاصل از طرز فکر “ما باید همیشه بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم” این نتیجه را اجبار کرد. وقتی میدانند که “ما” حاظریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم و به “رفسنجانی” با رای زیاد که به معنی پشتیبانی هست (*) نیاز دارند، بدتر از او به میدان می‌اورند تا “ما” رای دهیم. حالا بیایید بین و بد و بدتر انتخاب کنید و مطمئن باشید دوفردا وقتی به بدتر نیاز دارند، خیلی بدتر از او به میدان خواهند فرستاد تا بدتر را که به بد تبدیل می‌شود، انتخاب کنیم!!!
اگر ۲۰ تا ۳۰ در صد پای صندوق می‌رفتند (رسانه‌ها در ایران بودند و صف‌های پر و طویل را نشان دادند) هیچکس مشروعیت معامله‌گری را نداشت و ناچار بودند برای سودمالی، که مهمترین چیز در دنیای امروزی هست، هم شده بدون خونریزی و آشوب در مقابل خواست مردم عقب‌نشینی کنند. اما اکنون فقط با عقب‌نشینی در مقابل خواست غرب می‌توانند با خیال راحت به معملات و تجارت ادامه دهند (اول از همه روسیه اعلام خوشنودی کرد و گفت به معملات ادامه خواهیم دادو بعد بقیه اروپا) بدون اینکه واقعا خواست مردم را برآورده کنند.
و حال درنظر بگیرید که رفسنجانی با ۳۰ میلیون رای مردم در پشت خود چه خواهد و چه می‌خواهد بکند!!!

(*) هلموت کل، نخست وزیر دمکراسی غربی آلمان، گفت: من قبل از انتخابات نمیگویم چه می‌خواهم بکنم، شما به من رای دهید و بعد هرکاری که من کردم با رای و پشتیبانی شما هست!!!

آقای خامنه‌ای: … آمریکا دشمن نیست، بلکه انانی که تحریم میکنند دشمن هستند. حالا اینها کی هستند باید دید ….

آقای توکلی (سفارت ایران در برلین): .. این که دمکراسی نیست، در دمکراسی دمونستراتسیون (تظاهرات) نمیکنند …

درمورد تظاهرات در برلین و رفتار پلیس آلمان و انداختن معترضین در کوچه پس کوچه بزودی خواهم نوشت …
فعلا این عکس‌ها را ببنید تا بعد، سر وقت …

ببخشید گر وقت نشود و به دوستان جواب بدم و سر بزنم اما اول اینیکی

می‌گویند: تمام کسانيکه مرحله اول راي ندادند در واقع به نفع احمدي نژاد کار کردند و کسانيکه مرحله دوم راي نمي دهند هم در واقع به اون راي ميدهند

در تمامی‌ نظام‌ها، از شرق به غرب و از جنوب به شمال، با پای صندوق رای رفتن در وحله اول به نظام رای داده میشود و در نظام‌هایی که انتخابی در میان هست میتوان بعد انتخاب کرد. در ایران اما چونکه از قبل انتخاب شده هست، فقط و فقط آری به نظام هست و تابحال به هرکی رای دادی و رای بدهی به “احمدی‌نژادها” هم رای داده‌ای.
من هرگز به این نظامی که می‌خواهد برای من انتخاب کند و من فقط چشم و آری بگویم رای نخواهم داد.
من هرگز و ابدا به رفسنجانی رای خود برای به حراج گزاشتند ایران نخواهم داد حال حتی به قیمت اینکه احمدی نژاد با رای و آری چندین ملیون رییس‌قمحور شود!!!!!

شاهرودی، بهزاد نبوی و مصطفی معین میفرمایند

ژوئن 14, 2005

تومار حمايت از خواسته‌های زندانيان اعتصابی

به لینکهای درج شده در ستون سمت چپ قسمت وبگردی توجه شود!!


بشنوید، بخوانید و خود را فریب ندهید:

آيت‌الله سيد “محمود هاشمي شاهرودي” :” ملت بزرگ ايران در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري ، تجديد ميثاق و پيمان مجدد خود با جمهوري اسلامي را به جهانيان به نمايش خواهند گذاشت.”

امیدوارم که یکصدا و بلند “نخیر” فریاد بزنیم!!!

نبوي : “مشكل ما قانون اساسي نيست، قانون شكنان را بايد سر جايشان نشاند”
بهزاد نبوي روز سه شنبه در جمع هواداران ” مصطفي معين ” :” قبل‌از پيروزي انقلاب اسلامي هم قانون بسيار مترقي داشتيم، اما از زمان حاكميت رضاخان و بعد ازآن در دوران پسرش قانون اساسي به بايگاني سپرده شد و هيات حاكمه آن زمان هر آنچه خواستند بر سر اين ملت آوردند.”

انگار نه انگار که این قوانین بر پاییه و قدرت شاه و ولیه فقیه بودند که این مجازیت را به آنها میدادند و میدهند، که مخالفین “قدرت فاسد” را سر جایشان بنشانند!!!

مصطفي معين يكي از نامزدهاي رياست جمهوري ايران در گفت و گو با شماره اين هفته مجله آلماني فوكوس گفت: ما هم‌اكنون در نيمه راه دمكراسي هستيم.

قربون این شکلات بروید و فدایش شوید، که آری گفتن به یکی از منتخبین شورای نگهبان برای مقامی بی‌خاصیت را نیمه راه مینامد که از گفته های بعدی معلوم میشود وقتی این مقام هم قدرتی گرفت، راه تمام میشود و نه اینکه بتوانیم واقعا انتخاب کنیم!!!
دمکراتی بر فرض معین: آری گفتن به یکی از منتخبین شورای نگهبان برای مقامی قدرتمند!

معين در پاسخ به اينكه آيا بايد قانون اساسي ايران مجدد نوشته شود، افزود: مشكل قانون اساسي نيست بلكه قوه مجريه نتوانسته از امكاناتي كه قانون اساسي به آن اعطاء كرده‌است به طور صحيح استفاده نمايد.

اين نامزد رييس جمهوري ايران درعين حال تصريح كرد: در صورتي كه قوه مجريه ازاين امكانات به طور صحيح استفاده كند ايران مي‌تواند به يك كشور دمكراتيك تبديل شود.

معين درپايان خود را مهمترين همتاي خاتمي خواند و گفت: من به راه خاتمي ادامه خواهم داد.

خیلی خب، فرض میگیریم که قانون اساسی امکانات (؟؟؟؟؟) دارد که نتوانستند – یعنی بیعرضه بودند – از آن استفاده کنند، اما پس چرا میگوید به راه خاتمی، که همان توان نداشتن استفاده از قانون اساسی (؟؟؟) باشد، ادامه میدهم!؟؟ یعنی شما هم نمیخواهید ازین امکانات مدروک استفاده کنید؟؟؟

در ضمن توضیحی برای خنده ز سادگی بشر: منو بگو که همش توصیه میکنم حرف ایشان (منظور همگانی و نه فقط آقای معین هست) باور نکنید و بعد خودم هی از بالا به پایین و از پایین به بالا و راست به چپ و حتی از چپ به راست (نمیدانید چقدر سخت هست فارسی را از چپ به راست خوندن) قانون اساسی را هی خوندم بدنبال این امکانات مدروج، اما درین قانون که خواست و پذیرش مردم در آن حذف و ولایت مطلقه شده، چیزی نیافتم که خواست ریاست جمهوری و مردم را بدون رای آری ولایت فقیه که حتی دیگر برای ولایتش هم به خواست و پزیرش اکثریت نیاز ندارد، ممکن کند!!!

منبع: خبرگزاری قم‌حوری اسلامی

Image hosted by Photobucket.com


رسانه‌ها و سیاسیون غربی، بخصوص فرانسوی و آلمانی، همانطوری که هشت سال پیش برای خاتمی جبهه‌گیری کردند، کنون برای رفسنجانی تبلیغ می‌کنند. در بین خطوط حرفهایشان مشاهده میشود که نفر دوم در لیست محبوبشان آقای قالیباف هست. هیچگونه امیدی به آقای معین ندارند و مطمئن و امیدوار هستند که معین رییس‌جمهور نشود.
تحلیل سیاسی، اجتماعی و آینده‌نگری اروپا: رییس‌جمهور شدن معین، با اینکه بهتر هست و جزو اصلاح‌طلبان فایده‌ای ندارد، چونکه او همانند خاتمی نخواهد توانست کاری از پیش ببرد.
قابل توجه دوستان: منظور سیاسیون اروپا از کاری، آزادی و استقلال مردم نیست، بلکه ایجاد روابت سالم و آزاد اقتصادی مابین ایران و غرب که بقول خودشان سود برای غرب و رفاه نسبی (البته نه برای همه) مردم ایران را به ارمغان خواهد آورد.
اما رفسنجانی توان این را دارد که بخاطر سود مالی هم شده، از قدرت خود استفاده کند تا خواست اروپا را برآورده و اینچنین روابط سالم و صحیح برقرار شود.
بنا بر عقیده ایشان رفسنجانی و قالیباف متوجه خواهند شد که بهبودی اقتصادی فقط و فقط با بهبودی سیاسی ممکن و پایدار هست و چونکه جبهه و پایه قوی دارند، آزادی سیاسی و اجتماعی را پیاده خواهند کرد.
سرآخر هم جملات آيت‌الله سيد “هاشمي شاهرودي” را تکرار کردند. البته نه مو به مو بلکه باجملاتی که همان مفهوم را میداد.

البته و صد البته امید صاحب منصبان اروپا فقط ادامه به بستن قراردادهای هنگفتی هست که روزبروز ثروت و قدرتشان را بیشتر میکند. و بعد ازینکه با کمک ریاست‌جمهوری خاتمی (منظور شخص خاتمی نیست بلکه با پروپاگاندی و سوءاستفاده‌ای که از انتخاب او کردند، هست) سرمایه‌داران ایرانی مقیم خارج را به طمع سرمایه‌گزاری در ایران انداختند و راه برای معاملات بازتر شد، کنون امیدوارند با کمک گاوصندوق رفسنجان چندین برابرش را به بانک‌های سوئیس، لوکزمبورگ و جزایر کاریبیک ببرند.

فحش ندید بهشون، بیچاره‌ها هنوز کمبود دارند.
تقریباً هشت میلیون بشر، میلیونر دلاری هستند. (تقریبا هشتصدهزار نفر -ده درصد- در آلمان هستند و اکثریت هم طبق معول در آمریکا و انگلیس -شصت درصد-) و این عده ناچیز در مقابل تمامی بشر دارای دارایی آشکار و قانونی (مخفیهاشو حالا ببین) سی و یک بیلیون دلار هستند.
سی و یک با دوازده صفر ‌۳۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰. البته اگر دقت کنیم و میبینیم که اکثریتشان فقط دارای یکی، دو، سه تا فوقش پنج ملیون دلار هستند، متوجه میشویم که چه دنیا و چه بشری. با اینکه در بازی افزون کردن (سروقت بیشتر توضیح میدهم) ثروت شرکت کردیم اما حاظر نشدیم فشار وارد کنیم تا که کمی بهتر و عادلانه تر تقسیم شود و استثمار و چپاول و کلاه‌بردای هنوز ادامه دارد … و ما هم هرروز در بازی فزونی ثروت مالی مشارکت کرده و با کمال میل به جیب دارنده‌ها میریزیم تا ثروتمندتر و قدرتمندتر شوند و بعد ناله هم میکنیم که زورمان به آنان نمیرسد … ناتوانیم … بایستی بروم ثروت و قدرتشان بیشتر کنم ….


با رای ندادن نه به قوانین و قدرتمندان قم‌حوری بگوییم
و خواست خود برای جامعه بهتر و عادلانه نشان دهیم.
من حاظر نیستم بین بد و بدتر را قبول کنم، من خوب را میخواهم و در “رای‌آری‌گیری” هرگز شرکت نمیکنم، بلکه میخواهم خودم آزادانه انتخاب کنم!
برای آزادی بیان و آزادی زندانیان سیاسی

برلین جمعه ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد) ساعت دوازده در مقابل سفارت قم‌حوری

من هنوز هم در "رای‌آری‌گیری" شرکت نمیکنم

ژوئن 11, 2005

فراخوان کانون نویسندگان

فراخوان کانون نویسندگان ایران برای گردهمایی در برابر زندان اوین

مردم آزاده‌ی ایران
سازمان‌های مدافع حقوق بشر!
ناصر زرافشان هشتمین روز اعتصاب غذای دردناک خود را می‌گذراند و در خطر جدی مرگ قریب الوقوع است. ناصر زرافشان مبتلا به بیماری حاد کلیوی است و هر لحظه بر وخامت بیماری او افزوده می‌شود. ما از همه‌ی مردم٬ نهادهای فرهنگی و اجتماعی درخواست می‌کنیم که درگردهمایی اعتراضی تحصن کنندگان٬ از ساعت چهار تا شش بعد از ظهر روز سه شنبه بيست و چهار خرداد هشتاد و چهار در برابر در بزرگ زندان اوین شرکت کنند.
کانون نويسندگان ایران – ٢٢/٠٣/٨٤


با سلام …

من در “رای‌آری‌گیری” شرکت نکرده و نمیکنم!!! قسمت دوم

“بچه‌ها خیلی پیش از اینکه در مقابل اصول ایمانی وابسته به جامعه قرار گیرند، تناقضات را تشخیص می‌دهند. البته اگر ایشان این تناقضات را از اصول ایمانی (باوری) که دیرتر پذیرفته می‌شوند، مهمتر ندانند، احتمالا مغزشان آسیب می‌بیند. اگر مغز اول مجبور شود تناقضات را قبول کند، به آنان توجه نکند و چشمش را در مقابلشان ببندد، خیلی سریع به آش‌نظری تبدیل می‌شود.”
fred hoyle

یک توضیح. من این مسائل را از سخنان یک دوستی ناآشنا کش رفتم اما چونکه عمومی هست و جواب همگانی اسمی ازش نمیبرم که سوء تفاهم نشود.

درسته که خیلی ها برای مخالفت با حکومت رای نمی دهند ولی به این معنی نیست که هرکسی هم که رای می دهه طرفدار حکومته!

درسته اما وقتی طرفدار نباشی و ندانسته و نخواسته ازش حمایت کنی و پایه قدرتش ثبات ببخشی، چه هستی؟؟؟

خیلی ها با حکومت فعلی موافق نیستند ولی هر کدوم برای خودشون روش خاصی رو دنبال می کنند. بعضی ها مثل نهضت آزادی توی هر دوره ای کاندید می شند و همیشه هم رد صلاحیت می شند ولی کوتاه نمی آند بعضی ها هم مثل حزب کمونیست کارگری تو کنفرانس ها بلوا و آشوب راه می اندازند که نتیجه اش این می شه که بهانه می افته دست کسانی مثل سعید مرتضوی تا گنجی رو ۵-۶ سال زندانی کنند!! پس به نظر من لازمه که یک کمی هم به نتیجه کار فکر کرد.

با همه احترامی که برای دوستان عضو و طرفداران نهضت‌آزادی قایل هستم، اما نتیجه روش آنان را ۲۶ سال هست که داریم مشاهده می‌کنیم. پس حرف خودتان را گوش کنید و به نتیجه کار هم فکر کنید. نتیجه اعمالی که به بهانه مخالفت انجام می‌دهیم و بجز محافظه کاری نتیجه دیگری حاصلمان نشد!

توی دوره های قبلی هم چندین بار مردم سعی کردند که انتخابات رو بایکوت کنند ولی آیا نتیجه ای داد؟ مگه انتخابات شورا ها نبود که رای ندادن مردم باعث بالا آمدن دارودسته آبادگران شد و اونها هم پای افرادی مثل احمدی نژاد رو باز کردند؟ مگه رای ندادن مردم باعث نشد که مجلسی روی کار بیاد که قانون مطبوعات رو بوجود بیاره که ناقض اولین اصول آزادی بیانه؟

بایکوت فقط آنوقت ثمربخش هست که بیش از ۷۰ درصد شرکت کنند. انتخابات شوراها دید جهانی نداشت و اصلا خبری ازش پخش نشد. و در مورد مجلس ۷ آیا واقعا خود آنچه می گ.یید باور دارید؟؟؟ مگر قبل از آن آزادی بیان وجود داشت و تازه با سرکار آمدن مجلس هفتم، آزادی بیان لغو شد!!؟؟ عجب. خیلی وقت بود در یک جمله اینقدر فحش و بی‌احترامی پنهان نشنیده بودم.

در ضمن اگر همین تحریمات نبود این کاندیدها حتی دلیلی برای اصلاح کردن حرفهایشان، که با دقت گوش بدید همه حرفهایشان را اصلاح کردند، نمیدیدند چه برسد که اینکه عملشان اصلاح کنند.

اصولا کم شدن مشارکت مردم تا بحال کجا تونسته حکام جمهوری اسلامی رو متنبه کنه؟ یک سری به سایت وزارت کشور بزن ببین چطور با افتخار آمار رای گیری های دوره های قبلی رو دادند از جمله دوره ششم که رفسنجانی فقط با ۱۰ملیون وخورده ای رای از ۳۳ ملیون رای ای که می تونست به صندوق ریخته بشه برنده شد. الان هم سور و مور و گنده آمده که شربت تلخ شهاد… ببخشید ریاست جمهوری رو بخوره!

اصولا کی مردم دم از مشارکت زدند؟؟؟ انتخاب شوراهای محلی در کل جهان، شرکتت کننده کم دارد بخاطر اینکه این شوراها قدرتی ندارند و فقط مامور اجرا هستند و هیچ فرقی نمی‌کند که کی حقوق بگیرد تا اجرا کند که اجرا باید بکنند. و وقتی به امار افتخار می کنند، وقتی می‌گویند فلان درصد باز هم به ما آری گفتند و …. پس بازهم برویم به افتخاراتشان افزایش دهیم و بعد بگوییم ما مخالف هستیم و بخیال خودمان مقصر نیستیم!
کم شدن مشارکت، یعنی رفتن پای صندوق و آری گفتن به قوانینی که مشارکت و مداخله مردم را منع میکند باعث میشود که راه اصلاحات و تغییر بسته شود.

از اون طرف اگه مردم حداقل یک کاندیدایی داشته باشند که بتونه حتی قسمتی از مخالفت های مردم رو در مراحل بالای حکومت انتقال بده خودش یک پیشرفته. درسته که خیلی ها می گند آمدن خاتمی هیج سودی برای مردم نداشته ولی فراموش نکن اگه خاتمی نیود هیچ وقت ماجراهایی مثل کشته شدن فروهر ها – ماجرای اتوبوس ارمنستان – قتل خانم کاظمی و … حتی برملا نمی شد چه برسه به اینکه دادخواهی بشه

هه!!! بله!؟ چی شد؟؟؟ نمیدانم و نمیخواهم قضاوت کنم که آیا احساسات باعث شده که دروغ به این بزرگی بگویید یا حتی باورش کنید یا اینکه دلایل دیگری دارد که چنین سخن فرمودید!!!؟ کی قتل‌وعام‌هایشان مخفی کردند که ایندفعه می‌خواستند و می توانستند!؟ و کدام دادخواهی!!؟؟ نکند دادگاهی و محکوم کردن وکیل مقتولین ناصر زرافشان را می‌گویید!! عجب حرف‌ها، بیاد حرف‌های اروپایی‌های زود و خوش‌باور منو انداخت که دو روز بعد از قتل فروهرها به من می‌گویند که حالا خاتمی رییس‌جمهور هست، ایران کشور مردمی و خوب و امنی شده و دیگر جنایات و خفقان حکومتی وجود ندارد!!!

تلاش تو و دیگر دوستان برای بایکوت انتخابات چیزی از آرای جناح راست کم نمی کنه ( چون طرفدارای احمدی نژاد و قالیباف و لاریجانی و رفسنجانی و رضایی و احتمالا کروبی ) به حرف من و تو گوش نمی کنند. تنها نتیجه حرف شما اینه که تعدادی از طرفدارای معین رو خونه نشین کنید و رای اون رو کمتر کنید! نتیجه نهایی رو خودت بهتر می دونی => ریاست جمهوریتون مبارک آقای احمدی نژاد! ( شایدم …. )

انگار رای‌های ما اندکی از قدرت جناح راست کم می‌کند. هردفعه آرا را (همانطور که گفتید بهش افتخار می‌کنند) بعنوان آری به سیاست خود به تما جهان فروختند و به معاملات خود ادامه دادند و بنام آرای آری مردم از مزایایی که غرب در اختیارشان گذاشت استفاده کردند و قوی‌تر و قدرتمندتر و ثروتمندتر شدند و سخت تر میشود روی انان فشار آورد تا تن به اصلاحات و تغییر دهند. اگر قانون اساسی که بهش می خواهید اری بگویید، خوانده بودید و می‌خواندید، متوجه می‌شدید (البته اگر می‌خواستید و بخواهید) که هیچ فرقی نمیکند کی انتخاب شود، که منتخبین از قبل باید وضعیت را قبول کنند و فقط و فقط برای حفظ ظاهر به میدان می‌ایند.

من و تو خارج نشستیم و ترسی از بگیر و ببند و زندان و … نداریم ولی فارغ از این مسیله آیا به نظر تو بهتر نیست که به جای این همه بحث روی رای دادن و یا ندادن نیرو هامون رو صرف اصلاح قانونی بکنیم که مردم رو از داشتن یک انتخابات آزاد محروم می کنه؟!

جالب، خیلی جالب، پس که اینطور:” لازمه که یک کمی هم به نتیجه کار فکر کرد.” نفهمیدم با قبول (شرکت) انتخابات نمایشی و فرمایش و غیرآزاد، و آری گفتن (با شرکت) به قانون که خواست مردم را شمرده نمی گیرد، میخواهیم قانون اصلاح کنیم. از کی تابحال با قبول و تسلیم و همکاری و آری گفتن به عدم مداخله خودمان میتوانیم قوانین اصلاح کنیم. تا وقتی که قبول و همکاری تنها اصلاحاتی که خواهد شد، اصلاحات مانند ۱۳۶۸ و بدتر از آن خواهد بود. مگر بدون فشار هم می‌شود اصلاحات کرد؟؟؟

یک نکته ای که به نظر من ارزش داره جداگونه برسی بشه نتایجیه که انتخابات ایران روی روابط کشور های خارجی با ایران می گذاره. همین امروز دیدم که بی بی سی لابلای یکی از مطالب اش از ۳ تا جزیره تنب بزرگ و کوچک و ابو موسی به عنوان اشغال شده یاد کرده بود. ( لینک اش رو تو وبلاگ گذاشته ام ) خودت می دونی که این نمی تونه سرآغاز راه خوبی باشه.

شرکت در انتخابات به حکومت مشروعیت می دهد، این مشروعیت باعث می‌شود که دول‌های دیگر مزایا بدهند و مزایا بخواهند. اگر دقت کنیم به پروژه‌های توریستی امیرنشانان خلیج فارس و عربستان سعودی نگاهی باد دقت بیندازیم (جزیره نخل مانند و جزیره مانند کره زمین که تا ۱۰ کیلومتر داخل خلیج فارس ساخته خواهد شد) می‌بینیم با اینهمه سرمایه‌گزاری، نمی‌توانند بگزارند حکومتی مانند حکومت کنونی ایران قدرتی در خلیج فارس داشته باشد، یعنی این نقشه (کم کردن نفوذ ایران در خلیج فارس) به وجود حکومت کنونی ایران ربط دارد و تا وقتی که بهش رای دهیم و همینطور بماند، انان نقشه را اجرا خواهند کرد. در ضمن تا وقتی این حکومت بماند، خطرهای بیشتر برای ایران خواهد داشت. حالا ما باید و حاظر باشیم کاری بکنیم یا اینکه مثل تمامی تاریخ ایران هزارمین‌باره سرنوشت ما را دیگران بدست خواهد گرفت و ما با شرکت درینگونه انتخابات آمادگی و خصلت خود که حاظریم و می‌خواهیم دیگران سرنوشت ما را تایین کنند، نشان می‌دهیم!!!!!


اسدالله در وبلاگش سوال کرد:
آیا در انتخابات شرکت می‌کنید؟

و جوابها داده شد که طبق معمول تناقضات را نادیده گرفتند، اما اینیکی دیگر پرخاشی بود به شعور و فهم که با عرض معذرت جواب همچو بایستی میدادم:

با تمسخر: آخ من الاغ و احمق ببین که میخواهم تحریم کنم منو خر بگو که خیال میکردم گزینه بین متجاوز و شخصی که قول میدهد وقتی رییس جمهور شد، میخواهد متجاوزگر را مجبور کند که از کاپوت استفاده کند .. عجب خری هستم نگو بایستی مابین روغن کرچک و شکلات انتخاب کنیم. پس من روغن کرچک را انتخاب میکنم و به محسن رضایی رای میدهم که قول داده وقتی رییس جمهور شد با خودش و امثال خودش بشدت برخورد کنند و تبعیضگران، ناعادلان و چپاولگران دولتی که 26 سال از و مال و جان مردم خوردند (مثل خودش) را بشدت مجازات کند….

جدی: واقعا چقدر آدم باید بی حیا باشد که اینها را با روغن کرچک و شکلات مقایسه کند و بعد اصرار هم داشته باشد که طرفدار نیست و چونکه مطمئن هستم طرفدار نیست، چقدر ساده و حاظر به خودفریبی و ایچنین حال چه خواسته و چه نخواسته بزرگترین همکار و همیار سرکوبگران و چپاولگران. من خجالت میکشم مامورین دولهای غربی را با روغن کرچک و شکلات تشبیح کنم، بعد ببینید فقط چه راحت خودمان را گول میزنیم و فریب میدهیم که دیگر حکومت را به زحمت نیاندازیم که برای فریب ما کوشش کنند…. این منطق و طرز فکر را میبینند، مثلم هست که نیازی به اصلاحات نمیبینند و یکی از دیگری قشنگتر و عادلانه تر و ضدتبعیض تر حرف میزند و نیازی به عمل نمیبیند .. میدانند خودمان داوطلبانه حاظریم سر خودمان کلاه بگزاریم و خود را به ارزانترین قیمت بفروشیم … من از هرگونه همکاری برای ثبات پایه این جوامع سرپیچی میکنم … هرگونه همکاری، حتی اگر بقول دوستان آلمانی “تو در گوشت خودت میبری!” میگویم من حاظرم گوشت خودم ببرم تا مجبور نشوم گوشت تو را ببرم!!!