Archive for ژوئن, 2006
یک گیله مرد تقدیم میکند:
ژوئن 27, 2006فوتبال و فلسفه یا "فلسفه فوتبال"
ژوئن 26, 2006ایران ۳ بازی، ۲ گل زده، ۶ گل خورده و یک امتیاز
ایلات متحده آمریکا ۳ بازی، ۲ گل زده، ۶ تا خورده و ۱ امتیاز.
فلسفه بافی با خودتان، فقط این اتفاق که دو تا تیم کاملا مساوی باشند خیلی کم میافتد، اما درین جام فعلا دو بار …
هربار ایران در جام جهانی شرکت کرد، میزبان قهرمان جهان شد!
۷۸ در آرژانتین، ۹۸ در فرانسه.
و ۲۰۰۶ در آلمان!؟
بعد از بازی هلند و آرژانتین (۰:۰) از نیستلروی، حمله هلند، پرسیدند، بهترین بازیکن آرژانتین کی بود:
“او در میان تماشاچیان نشسته بود و یک تریکو بالای سرش میچرخاند. اسمش دیگو هست”
گفتم شوخی میکند، تا بازی مکزیک و آرژانتین دیدم. دیگو ساکت نشسته و حتی ماتم گرفته بود و آرژانتین نزدیک بود خراب کند …
ایران در جام جهانی فوتبال
ژوئن 20, 2006
بد بازی نکردند، نیمه دوم اصلا بازی نکردند.
بد بازی نکردند،اما بد آوردند.
امیدوارم خوب بازی کنند، برد و باختش دیگر بیخیال!
در مورد پست قبلی:
یک نکته اضافه کنم: چندی پیش کلی پول خرج کردند و روزانه تبلیغ کردند. نخبگان سیاسی، فرهنگی و ورزشی میگفتند: “تو آلمان هستی!”
هرچه بت بیشتر بپرستی و بتها بیشتر داشته باشی، امکان کور کردنت بیشتر تا بنامت هرچه میخواهند بکنند، بکنند!!!
خدا و خدایانت میپرستی، بپرست. خواست و انتخاب خودت هست و کسی مجاز نیست تو را منع کند، همانطور تو اجازه نداری دیگران را مجبور کنی، فقط خواهش میکنم چشمت باز نگاه دار تا بنامت زور نگویند و حق دیگران نخورند.
میهنت دوست داری، خب حق هم داری، باید هم دوست بداری، حال چه فقط محله، شهر، استان، کشور و تمامی جهان باشد. فقط خواهش میکنم بتش نکن و پرستشش نکن تا هرکه آمد و اسمش بر سر زبان اورد تو فوری کورکورانه بدنبالش راه بیفتی تا در زورگویی و حق کشتن بنام تنها “حق” خیالت یاورش باشی! تا بنامت تو را جدا و ضعیف کنند!
جام جهانی و سیاست مورد لزوم آلمان:
ژوئن 17, 2006
با اینکه حرفش بعد از یکی شدن دو آلمان شد، ناگهان تصمیم گرفتند که کاندید بشوند و اصرار داشتند که ۲۰۰۶ باشد. از چین تا ایران بازیکنان را ناگهان به بوندسلیگا آوردند. با دوز و کلک و باج و فشار و … موفق شدند. جام جهانی در آلمان برقرار میشود. چرا این عجله و خواست مبرم؟ چرا با این همه حرف از انصاف با همه فنون و قدرت جام جهانی از دست آفریقا گرفتن؟ و سوالهای دیگر که با شروع جام جهانی برایم معلوم شد.
آلمان بخاطر تاریخش رابطه ناجوری با ملیگرایی خود دارند. با اینکه اکثریت مردم آلمان ملیگرا هستند، اما چونکه شاهد بودند که ملیگرایی، خطر در دام فاشیسم افتادن دارد، نشان نمیدادند. و همینطور هم فرزندان خود را تربیت کرده بودند. حالا ملیگرایی چه ربطی به جام جهانی فوتبال داد. با برقراری این جام در کشور خود این رابطه را راست کردند. این جام جهانی فقط به آلمان آمد تا دوباره پرچم نشان دهند و به مهاجرین مهلت دهند که ادغام شدهاند. نه فقط نشان دهند طرفدار آلمان بلکه حاضرند خود را “فدای میهن و خدا” کنند. البته خیالی که مردم از فداکاری دارند و منظور حکام و سرمایهسالاران در طول تاریخ دو چیز بوده است. هرچیز ساختگی و ظاهری مفهوم ساختگی و ظاهری و مفهوم دیگر دارد.
سرمایهسالاران آلمان برای بکار گرفتن مردم نیاز مبرم به تخیل “فدای خدا و میهن” دارند تا مردم با مزد و حقوق کمتر و ساعات بیشتر برای ثروتمندتر و قدرتمندتر کردنشان کار کنند. از رسانهها تا سیاست چنان کیف میکنند که “آلمان” “آلمان” و پرچم بر سر زبان و در دست هست که از چهرهشان اطمینان میبارد که مردم هر قانونی که مزایایشان کم کند، خواهند پذیرفت. البته چونکه پرچم سه رنگ جمهوری “دمکراسی” در دستها هست و پرچمهای با سوابق دیگر از دید دور شدهاند، امیدوارند یا بهتر بگویم خیال میکنند ایندفعه در دام فاشیسم و نازیسم نخواهند افتاد …
سرکوب و آزادی
ژوئن 13, 2006اخبار اولیه از سرکوب تجمع ۲۲ خرداد
در وبلاگ روزنوشت های عمو کیهان
و لینک به گذارشات دیگر در همین وبلاگ




RSS - Posts